اینجا من اکنون

از هیچی مطمئن نیستم

مرد هزار چهره

- چه دفاعی از خودم بکنم جناب قاضی؟ من ...بی‌دفاعم. من شریف تربیت شدم. من شریف بزرگ شدم. نه کسی من رو می‌شناخت نه کسی بنده رو می‌دید... نه ثروتمند بودم و نه هیچ چیز دیگه. همه‌ی  سهم بنده از زندگی... کار کردن در زیرزمین اداره‌ی بایگانی بود، لای پرونده‌ها. من ساده بودم من همه چیز رو باور می‌کردم. من با هیچ کس مخالفت نمی‌کردم. سرم به کار خودم بود و شریف بودم. من نمی‌خواستم به بانک برم من نمی‌تونستم طبابت کنم من نمی‌تونستم سرهنگ باشم من نمی‌خواستم شعر بگم. من مقاومت کردم تا حد توانم... اما من توانم کم بود. بنده ضعیف بودم ...و من به همه احترام می‌گذاشتم. من به همه احترام می‌گذاشتم. و من شروع کردم به بازی کردن... و من شروع کردم به سرگرم شدن... و بعضی وقت‌ها یادم رفت کجام و همه‌ی این‌هایی که می‌گن، مال من نیست... حق من نیست و من اشتباهی‌ام. من از اولش هم اشتباهی بودم ...بله من یادم رفت که این‌ها مال من نیست و من اشتباهی‌ام. تقصیر من بود تقصیر دیگران هم بود.

 

اما خدایا تو شاهدی که من هیچ چیز رو برای خودم بر نداشتم. من هیچ چیز رو توی جیبم نذاشتم من از سهم کسی نزدم من فقط اشتباهی بودم... خدایا تو شاهدی که من چیزی رو خراب نکردم. خدایا تو شاهدی که من کسی رو اذیت نکردم من فقط اشتباهی بودم. چه دفاعی از خودم بکنم؟... من بی دفاعم... 

+   اینجا من اکنون ; ۱:۱۸ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٢/٢
    پيام هاي ديگران"لطفاً قبل از اظهار نظر پروفایل مدیر را بخوانید" ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir